داشتن هدف در کنکور یکی از ارکان مهم در موفقیت کنکور هست، حالا سوالی که خیلی از دانش آموزان از دکتر رضایی دارن اینه که چجوری هدف گذاری برای کنکور داشته باشن. دوست خوبم، دقت کن که تلاش کردن بدون هدف یک راه بی مقصده و به نتیجه نمیرسه! پس باید اهدافت رو به طور دقیق برای خودت مشخص کنی که هر روز صبح به عشق اهدافت از رخت خواب بلند شی!
صفحه ی آخر دفتر برنامه ریزیت رو باز کن، یک تیتر بزن با عنوان« هدف بلند مدت» ، شروع کن به خود نگاری. چیزی که باید بنویسی اینه که دوست داری توی ده سال آینده کجا و در چه موقعیتی باشی ؟
خب، توی صفحه ی بعدش تیتر باعنوان« اهداف میان مدت» روبنویس و شروع کن به نوشتن اینکه میخوای سال آینده توی چه موقعیت و جایگاهی باشی؟
در ادامه ی پست قبلی: حالا باید اهداف میان مدتمون رو مشخص کردیم، باید اون رو به باکسها و بخشهای کوچکتر تقسیم کنیم:
دو ماه دو ماه تقسیم میکنیم و تا قبل از کنکور رو فقط مشخص میکنیم، چون بعداز کنکور برای زمان خودش هست!
برای رسیدن به اون برنامه ی یکساله، مشخص کن که توی هر دو ماه باید چه کارهایی انجام بدی. نمودار درختی رسم کن و کامل برای خودت اهداف رو شفاف کن.
حالا برو صفحه ی بعدی و تیتری با عنوان « اهداف کوتاه مدت» بنویس. توی این قسمت قراره اون اهداف دوماهه رو ریزتر بنویسیم. پس هدف گذاری هفتگی رو هر هفته اینجا یاد داشت کن وبر اساسش اهداف ماهانه رو هم کنترل کن.
یک دانش آموزموفق محاله بدون هدف گذاری پیش بره! اون هرهفته هدف گذاری هفتگی خودش رو مینویسه، بهش پایبنده، خودش رو موظف میکنه که تمام تلاشش رو بکنه تا به اهداف هفتگیش برسه و برای خودش در آخر هفته جایزه درنظر میگیره.
باعث میشه دانش آموز پویا تر باشه. ذهن ما وعده های کوتاه مدت رو راحت تر قبول میکنه و در برابرشون مقاومت نمیکنه! این باعث میشه که ما وقتی به ذهنمون میگیم این هفته این اهداف رو به نتیجه برسون و در آخر هفته یک پاداش میگیری در برابرش مقاومت نکنه.
باعث میشه اون دانش آموز کمتر توی گذشته یا آینده سیر کنه! چون بیشتر تمرکزش رو به این هفته اختصاص میده تا بتونه به هدفگذاری فعلیش برسه.
باعث میشه از مقایسه ی خودش با دیگران فاصله بگیره چون هدفگذاری های هفتگی خودش رو مقایسه میکنه.
دوست خوبم، اینو بدون که تفاوت نتایج بچه ها ازاینحا مشخص میشه که: توی مسیر کنکور تمام داوطلبها پستی و بلندی هایی رو تجربه میکنن، اما واکنش اونها به این پستی و بلندی ها متفاوت و تعیین کنندست!
دسته ی اول که اکثریت هستن: توی هر شکست ناراخت و ناامید میشن و کم کم این شکستها و مشکلات مثل صافی یک سری از داوطلبهارو کلا از مسیر کنکور حذف میکنه و تعدادشون خیلی کمترمیشه.
دسته ی دوم: داوطلبهایی هستن که میدونن توی هرمسیری یک سری مشکلات و چالشها وجود داره اما مهم اینه که نباید در برابر این پستی وبلندی ها ناامید بشن. قطعا ناراحت میشن اما خودشون رو نمیبازن و دوباره به میدون برمیگردن و با تجربه وآگاهی بیشتر ادامه میدن و بدون شک موفق میشن. پس اگرمیخوای توی مسیر کنکورت جز دسته ی دوم باشی باید حتی اگر ۵ بار شکست خوردی، ۶ بار بلند شی و ادامه بدی!